نشانه
خداوندراهی راکه هرانسانی بایدبپیماید بانشانه هایی نوشته,تنهاکافیست نشانه ها را یافت
امشب ... امشب براي اولين بار فهميدم ... نام كوچكم چندان بزرگ و هيبت آورنيست ... اين روزها ديگر مقدار موهاي سفيدم را نمي دانم ... گاهي براي يادبود لحظه اي كوچك يك روز كامل جشن مي گيرم... اما اين همه لحظه ها نيست ، گاهي هم صدبار در يك روز مي ميرم ... گاهي نگاهم درتمام خود با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنايي مي كند ... گاهي دل بي دست و پايم را آهنگ يك موسيقي هوايي مي كند و گاهي آواي دلسوزي اشكم را جاري... اينروزها ... من نمي دانم ... چرا اينروزها گاهي ... تمام غصه ها مال منست ... نميدانم چرا اين روزها از دوستان ... هركس مرا مي بيند از دور مي گويد :... "اين روزها انگار حال و هواي ديگري داري" اما باوركنيد رفتارمن عادي است ، مثل هر روزم ... باآن نشاني هاي ساده،همان امضا همان نام وهمان رفتارمعمولي ... گاهي شاد ، گاهي غمگين ، گاهي كنجكاو در لحظه هاي روشن و تاريك ... گاهي از روز و ماه و سال و از تقويم حتي از روزنامه ها كه عاشقش بودم بي خبر هستم ... اما اينروزها هرچه هست حس مي كنم گاهي كمي كمتر،گاهي كمي بيشترخدارانيزجوردگر مي پرستم ... اما من اینروزها همچون روزها و شبهای پیشینم همچنان درجستجوی گمگشته ام هستم ... "نشانه "
من كاملا تعطيل هستم ...
| Design By : Night Skin |


