تبليغاتX
نشانه




















نشانه

خداوندراهی راکه هرانسانی بایدبپیماید بانشانه هایی نوشته,تنهاکافیست نشانه ها را یافت

مي گويد ، مي خوانم ، مي خندم ، مي گريم ...

 دلم ، قلبم ، چشمم ، اشكم

بغ كرد ، لرزيد ، ترسيد ، غلطید   

خنده ، غريبه ایست اكنون

گريه ، چه آشناست انگار

  دل خوش ، كسي سراغ داره ؟

اميد ،‌ پر كشيده است ديروز

آن مرد در شش و بش ديروز

چه كنم،چه مي شود امروز ؟

آن دوست كه جبهه ها رفته

اكنون ، چرا دلش مرده ؟

"آرزوها " فهرست مي شود هربار

اين را "نهال" نوشته بود انگار

فعل رفتن را صرف مي كند اين بار

دلش شايد بسته است زنگار

آنکه زین دیار رفته است دیروز

رنج و غصه اش کم از این بود هر روز

"خط خطی" می کند دلنوشته اش امروز

"فازمتر"روانه دلش می کند پرسوز ...

هردم رو به داورم گویم ...

 گرچه برگرفته ام رویم ...

ایزدا راز این زمانه درچیست ؟

هیچکس نداند و نفهمید کیست...

....

حافظ گفت :

سحر بابادمی گفتم حدیث آرزومندی       خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح وآه شب کلیدگنج مقصودست   بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی

دراین بازار اگر سودیست بادرویش خرسندست خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

...

داور برحق یاورتان   

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:36 توسط مجيك | |


Design By : Night Skin